<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>راهبردهای نوآورانه توسعه کسب‌و کارها</title>
    <link>https://jibds.khatam.ac.ir/</link>
    <description>راهبردهای نوآورانه توسعه کسب‌و کارها</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کاربرد فناوری‌های صنعت 4.0 در مسیریابی بهینه وسایل نقلیه: مرور نظام‌مند ادبیات مبتنی بر چهارچوب PRISMA</title>
      <link>https://jibds.khatam.ac.ir/article_240208.html</link>
      <description>با ظهور الگوی صنعت ۴.۰ و فناوری‌های متحول‌کننده‌ای مانند اینترنت اشیا، سیستم‌های سایبری-فیزیکی و هوش مصنوعی، حوزه‌های لجستیک و مدیریت ناوگان دستخوش تغییرات اساسی شده‌اند. با این وجود، ادبیات پژوهشی موجود از پراکندگی و عدم انسجام مفهومی در بررسی نظام‌مند نقش، جایگاه و مکانیزم‌های اثرگذاری این فناوری‌ها بر مسائل پیچیده و کلاسیک مسیریابی وسایل نقلیه (VRP) برخوردار است که این شکاف، انگیزه اصلی انجام مطالعه حاضر است پژوهش پیش رو، با به‌کارگیری روش‌شناسی مرور نظام‌مند ادبیات و با پیروی از دستورالعمل معتبر PRISMA 2020، به گردآوری، غربالگری و تحلیل عمیق ادبیات این حوزه می‌پردازد. جست‌وجوی ساختاریافته در پایگاه‌های داده اسکوپوس، وب‌آو‌ساینس، پروکوئست و دیگر پایگاه‌های علمی معتبر، در نهایت منجر به انتخاب و تحلیل ۲۷ مقاله شاخص در بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۵ گردید. شکاف عمده‌ای بین پیچیدگی مدل‌های الگوریتمی و ملاحظات پیاده‌سازی عملی در اکوسیستم‌های یکپارچه صنعت ۴.۰ شناسایی شد. در پاسخ به این خلأ، پژوهش حاضر یک چارچوب مفهومی سه‌بعدی پیشنهاد می‌دهد که تعامل پویا بین ماهیت مسئله، نقش فناوری و سطح تصمیم‌گیری را ترسیم می‌کند و مسیری برای تحقیقات آتی در جهت تحقق ادغام عمیق‌تر این دو حوزه فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چشم‌انداز پایداری‌محور مدیران دانشی در راستای مدیریت پسماند (حوزه مراکز درمانی) مبتنی بر کاربرد ترکیبی تصمیم‌گیری چندمعیاره</title>
      <link>https://jibds.khatam.ac.ir/article_232720.html</link>
      <description>هدف: پایداری به یکی از دغدغه‌های اصلی سازمان‌ها تبدیل شده و نمادی از سرآمدی آن‌ها به شمار می‌آید. با افزایش جمعیت و تقاضای خدمات درمانی، مدیریت پایدار پسماندهای پزشکی اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف سنجش تعهد مدیران مراکز درمانی به پایداری از طریق انتخاب روش‌های دفع پسماند و به‌کارگیری رویکردهای مدیریت دانشی و تصمیم‌گیری چندمعیاره انجام شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی و مبتنی بر تصمیم‌گیری چندمعیاره با رویکرد ترکیبی است. در ابتدا، معیارهای پایداری در سه بعد اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی از منابع تخصصی و نظر خبرگان استخراج شد. سپس در یک مطالعه موردی، روش‌های مختلف دفع پسماند با مشارکت متخصصان ارزیابی و رتبه‌بندی شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود.یافته‌ها: نتایج نشان داد روش‌هایی چون بازیافت، کاهش در مبدأ و فناوری‌های نوین بیشترین انطباق را با اصول پایداری دارند. در مقابل، روش‌های سنتی مانند دفن و سوزاندن، اولویت پایین‌تری داشتند.نتیجه‌گیری: مدیریت دانشی ابزاری مؤثر برای نهادینه‌سازی پایداری در مراکز درمانی است و تصمیم‌گیری چندمعیاره می‌تواند این روند را تقویت کند. تمرکز بر پیوند بین مدیریت دانشی و تعهد به پایداری در حوزه مدیریت پسماند مراکز درمانی، گامی نوین در ادبیات پایداری و تصمیم‌گیری سازمانی به شمار می‌آید.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل فرایندی آینده‌نگارانه راهبردهای توسعه کسب‌و کار به‌منظور پابرجاسازی مدل‌کسب‌و‌کار در شرکت‌های نوپا</title>
      <link>https://jibds.khatam.ac.ir/article_239406.html</link>
      <description>زمینه و هدف:بسیاری از شرکت‌های نوپا با وجود برخورداری از ایده‌های اولیه‌ی مناسب، در مواجهه با تغییرات ناگهانی محیطی با ناپایداری در مدل‌کسب‌وکار خود روبه‌رو می‌شوند. یکی از دلایل اصلی این ناپایداری، طراحی مدل‌کسب‌وکار بدون توجه نظام‌مند به پیشران‌های تغییر و آینده‌های ممکن است. این پژوهش با اتخاذ رویکردی آینده‌نگارانه، در پی طراحی فرایندی است که به شرکت‌های نوپا امکان دهد پیش از ورود به مرحله‌ی اجرا، مدل‌کسب‌وکار خود را در آینده‌های بدیل ارزیابی و پایدارتر کنند.روش پژوهش:برای تدوین فرایند پیشنهادی، ترکیبی از مرور نظام‌مند ادبیات و اخذ نظر ۱۲ نفر از خبرگان دانشگاهی و فعالان اکوسیستم نوآوری به‌کار گرفته شد. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌ی ساخت‌یافته گردآوری و با روش مدل‌سازی ساختاری&amp;amp;ndash;تفسیری تحلیل شدند. روایی ابزار با نظر متخصصان و پایایی آن از طریق آزمون پس‌آزمون تأیید شد.یافته‌ها:نتایج تحلیل به شناسایی دوازده گام منجر شد که در قالب یک فرایند نه‌سطحی سامان‌دهی شدند. این فرایند از طراحی اولیه‌ی مدل‌کسب‌وکار آغاز شده و تا بازآرایی آن بر اساس سناریوهای باورپذیر و شناسایی فرض‌های آسیب‌پذیر ادامه می‌یابد. ابزارهای آینده‌نگاری، از پویش محیط و تحلیل ذی‌نفعان تا سناریونگاری و برنامه‌ریزی مبتنی بر فرض، به‌گونه‌ای انتخاب شده‌اند که با محدودیت‌های شرکت‌های نوپا سازگار باشند.نتیجه‌گیری:فرایند پیشنهادی به تیم‌های نوپا کمک می‌کند پیش از صرف منابع قابل‌توجه، پایداری مدل‌کسب‌وکار خود را در برابر آینده‌های محتمل ارزیابی کرده و در صورت نیاز مسیر خود را اصلاح کنند. این رویکرد می‌تواند در کنار روش‌هایی مانند نوپای ناب، ابزاری عملی برای تصمیم‌گیری در مراحل ابتدایی توسعه‌ی کسب‌وکار باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر منابع و قابلیت‌های پویای بازاریابی صادراتی بر قصد توسعه صادراتی با میانجی‌گری باور صادراتی</title>
      <link>https://jibds.khatam.ac.ir/article_230664.html</link>
      <description>هدف: صادرات یکی از مهمترین گام‌های اولیه سازمان‌ها برای توسعه و سرمایه‌گذاری جهت ورود به بازارهای جهانی و گسترش فعالیت‌های بین‌المللی آنهاست. بنابراین در این پژوهش به بررسی قابلیت‌های پویای بازاریابی و منابع صادراتی بر باور و قصد صادراتی پرداخته شده است. منابع صادراتی شامل منابع فیزیکی، منابع مالی و صرفه مقیاس و قابلیت‌های پویای بازاریابی صادراتی شامل مدیریت برند، مدیریت زنجیره تامین و توسعه محصول جدید در نظر گرفته شده است.روش پژوهش: نوع پژوهش از منظر هدف کاربردی و از منظر روش پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه شرکت‌های فعال در حوزه معدنی هستند که قصد ورود به بازارهای صادراتی را دارند. پس از تنظیم پرسشنامه تعداد 41 نمونه به صورت سرشماری از شرکت‌ها انتخاب و تحلیل دادها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و همچنین نرم‌افزار SPSS انجام شد.یافته‌ها:&amp;amp;nbsp; نتایج پژوهش نشان داد که تاثیر قابلیت پویای بازاریابی صادراتی بر باور &amp;amp;nbsp;و قصد صادرات مثبت بوده ولی تاثیر منابع صادراتی مورد تایید قرار نگرفت؛ همچنین در بین ابعاد مربوط به قابلیت پویای بازاریابی صادراتی، مدیریت زنجیره تامین دارای بیشترین ضریب &amp;amp;nbsp;تاثیر و مدیریت برند دارای کمترین اثرگذاری بوده است؛ نهایتا تاثیر باور صادراتی بر قصد صادرات در سطح خطای 5 درصد مورد تایید واقع شد.نتیجه‌گیری: از این رو پیشنهاد می‌گردد مدیران فعال در کسب‌وکارهای معدنی تمرکز ویژه‌ای بر روی زنجیره تامین و توسعه محصول متناسب با شرایط بازار داشته باشند تا از این طریق بتوانند بازارهای خود را در سطح بین‌المللی گسترش دهند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری مرتبه‌بالا از هم‌کنشی ادراک هزینه- فایده اقتصادی معماری ارزش برند و پیامدهای رفتاری و نگرشی مشتریان</title>
      <link>https://jibds.khatam.ac.ir/article_242501.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل ساختاری مرتبه‌بالا از نحوه تعامل ادراک هزینه- فایده اقتصادی با معماری ارزش برند و بررسی تأثیر این تعامل بر پیامدهای نگرشی و رفتاری مشتریان در خدمات بانکی و بیمه‌ای ایران است. این پژوهش می‌کوشد فرآیند شکل‌گیری رفتار مشتری را فراتر از مدل‌های خطی و صرفاً اقتصادی، و از منظر معنا‌محور و تفسیری تحلیل کند.روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه‌پردازی داده‌بنیاد برساخت‌گرای چارمز انجام شده است. داده‌ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق با مشتریان برندهای معتبر بانکی و بیمه‌ای گردآوری شده‌اند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و نظری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری، با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA نسخه 2020 انجام پذیرفته است.یافته‌ها: نتایج نشان داد ادراک هزینه- فایده اقتصادی به‌تنهایی قادر به توضیح رفتار مشتری نیست و عمدتاً نقش شرط آغازین فرآیند ارزش‌آفرینی را ایفا می‌کند. مقوله هسته پژوهش &amp;amp;laquo;یکپارچه‌سازی و تبدیل ادراک اقتصادی در ساختار ارزش برند&amp;amp;raquo; شناسایی شد که سازه‌ای مرتبه‌بالا متشکل از چهار بعد ارزش ادراکی، اعتماد برند، تصویر برند و ارزش احساسی است. معماری ارزش برند به‌عنوان مبدل شناختی- احساسی عمل کرده و ارزیابی‌های اقتصادی مشتری را به نگرش‌های پایدار تبدیل می‌کند. پیامدهای نگرشی از جمله نگرش مثبت و تعهد ذهنی، نقش واسطه‌ای مهمی در انتقال اثر ارزش برند به رفتارهایی مانند وفاداری، خرید تکراری و توصیه دهان‌به‌دهان دارند.نتیجه‌گیری: پژوهش نشان می‌دهد رفتار مشتری در خدمات مالی نتیجه فرآیندی چندمرحله‌ای و معنا‌محور است و در غیاب معماری منسجم ارزش برند و نگرش پایدار مشتری، ارزیابی‌های اقتصادی قادر به ایجاد رفتارهای ارزش‌آفرین نخواهند بود. این یافته‌ها بر ضرورت توجه کسب‌وکارهای مالی به سازه‌های ادراکی، احساسی و معنایی در مدیریت ارزش برند و ایجاد رفتارهای بلندمدت مشتری تأکید می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
